تبليغاتX
دختر شعر
دلگیر من ها

 

ازدر هم مي توانم بگذرم

حكمتان را ميچرخانم...

ديوار كه جاي خود دارد

- ساكت شو وگرنه مديوم

 در  كلاف تمركزش گم ميچرخد

- ميزتان را ميچرخانم

 

اين جا جلسه احضار من است

بالاخانه سينماي كانورت

من را نميگنجاند در هماهمه مهجور مستي هاي زنده

«مست چشم هاش بودم مست ...»

لاس وگاس

منتظر نيوجرسي است

من آواره كتابخانه بابل

مشتاق صداي باز

مديوم

لارج

من اسمالم

اسمال گدا

اسمال طلا

 

+ نوشته شده در  Fri 2 Nov 2007ساعت 15:0  توسط آنا تهرانی  |