|
|
|
|
|
وطن! درخت کهنسال بی اراده من! تبر به جان تو افتاده در حریم سخن کدام شاعر آزاده از تو خواهد خواند؟ کدام مرد بزرگ از تو دشمنان را راند؟ پرندگان که نشستند شاخه هایت را و کودکان که شکستند شاخه هایت را برای نام تو هرگز به پا نمیخیزند طناب دار مرا دائما می آویزند به شاخه های بلند و ضحیم بی حرکت طناب دار من از تو و از خدا برکت کدام سمت افق جای پای موعود است تمام شهر پر از بغض و حسرت و دود است |
||